خرید بک لینک

خدا

میان رفتن و ماندن، درنگ می کُشدم

دیگری ام
از همون وقتی که نظرتو در مورد برگزاری حلقۀ فلان میپرسیدم، تا الآن که در مورد همه چی.

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 15:26 توسط میم|


برچسب: نویسنده: شیوا رضاپور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 2:15

یک روز ما با سطلهای آب میآییم

آن روز اگر گرد و غباری ماند، جارو کن

شاید بیشترین چیزی که باعث میشه از گم شدن دفتر نارنجیهم ناراحت باشم، از خاطر بردن این شعره.

نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:21 توسط میم|

برچسب: نویسنده: شیوا رضاپور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 2:15

صفحه بندی